ضربان!
من که از جنس تو بودم پای حرفای تو موندم چرا می گی ناگزیری من که هر چی گفتی خوندم هنوزم یادم نرفته تو پر از عاشقی بودی منم هر چیزی که داشتم پای عشق تو نشوندم حالا می گی که ترنه واسه ما هیچی نداره یادته یادته ترانه هامو واسه خاطرت سوزوندم تو چرا دلت گرفته چرا می گی تنها هستی من که تنها بودم اما تنهایی رو از تو روندم جرم من چی بود که امروز بی گناه پر گناهم من که عشقمو عزیزم هر جا تو خواستی کشوندم عاشقی کردی و رفتی همه ی دار و ندارم حالا محتاج تو هستم کاش کاش منم مثل تو بودم!
پی نوشت 1:از یه بزرگی شنیدم اگه بنویسم تخلیه میشم غمباد نمیگیرم....مخاطبم آرزویی که باس من کامنت گوشته بود!
پی نوشت2: Oh, Lord! Bestow me as much power as the love I have for him to extinguish the need within me for loving him!
پی نوشت 3:do not talk about me!
+ نوشته شده در ساعت توسط سام راستین!
|
sam rastin