تبليغاتX
گورستان سوخته!

سیگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار!

صداقت نوشت:جواب کامنتا زیر خودشون داده میشه تا اینقد کامنتای خصوصی و میل نزنید

یقینا همه بلاگاتون خونده میشه چون به خوندنشون عادت دارم ترک عادتم موجب مرض است!


+ | | دود شد با پک سام راستین!


چشمانت را می بندم

تو را همچون ساک دستی

زیر بغلم می گیرم

راه می افتم

جاده هایی  که در تمام این سال ها

مرا در آن دور زدی

تا میتوانی جیغ بکش

سگ برای شنیدن صدایت له له می زند

بوی تعفن خاطرات آزارت می دهد

می دانم

گام هایم هر لحظه تند تر می شود

همچون صدای نفس نفس زدن هایت

در عشق بازی با غریبه ای...

تا می توانی جیغ بکش

از  مرز بی عبور خیانت گذشتم

روی قله ی خریتم ایستاده ام

وووووووووووووه

چه بوی خوبی می آید

آخرین میز کافه

سیگار ها

طعم حقیقت را می چشند

وقتش رسید

چشمانت را باز می کنم

ببین

ببین مرز خریت من را که هنوز هم

 بی وقفه شیداتِ...


سگ نوشت: یک شمع در تاریکی

چشمان وحشی من

بوسه هایم را از ته سیگار های سرخ رنگت

می گیرم امشب

سگ قصه ای تازه می خواهد برای لالایی...


پی نوشت: آنگاه که تو را در آغوش میگیرم و

می چرخانمت با گرمای بودنت

تمام نفس هایم را از دنیا پس می گیرم!


llvll نوشت: چقدر حس نمناکیست شبهایی که

بی تو با عکس هایت مهمانی میگرم...







+ | | دود شد با پک سام راستین! |


بگذار هذیان هایم باشد برای خودم

من تو را بو میکشم

و تو مرا سگ خطاب میکنی

من به خودم میگیرم و

به سمتت حمله ور میشوم

دندان هایم را تازه مسواک کرده ام

اما همین بس که تو هنوز بوی تعفن هرزگی می دهی

موهایت را دور دستانم می پیچانم

و تو را می چسبانم به کنج دیوار

بگذار چشمانت خیس بماند

من می خواهم تمام شهوتم را روی تو بالا بیاورم

سگ امشب دلش لیس می خواهد...

التماس را رها کن

من نفس ندارم

مرده ام

بگذار هذیان هایم باشد برای خودم

به چشمان خونی ام نگاه نکن

بیا برایت دستمال آورده ام

اشک هایت را پاک کن...


یاد نوشت: و زرتشت گفت:

احمقانه ترین کار این است که از خودت تعریف کنی

تو قبول داشتی و سرت را به نشانه ی تایید تکان می دادی

تو سرما خورده بودی و من حسرت می خوردم

می خواستم یاد بگیرم

حسرت نخوردن را...


جرات نوشت: دشنه ای بزن به قلبم

بگذار عشقت به دنیا بپاشد!


هرز نوشت:خیالبافی ها مچاله می شوند و

پرتاب به پشت سر

که  آخرین پل 

شاید

بوسه های تو باشد!


غیبت نوشت: ایران نبودم!




+ | | دود شد با پک سام راستین! |


لازم نیس دنیا دیده باشم

تو را که عمیق نگاه کردم

دنیایی را دیدم همین کافیست

و زمانی که تو رنگ رژت را با گلبول های قرمزم ست میکنی

چنگ میزنی بر تمام رویاهایم و رگ هایم را میشکافی

و من پشه ها را به صرف مکیدن خونم دعوت میکنم

بخورید و بیاشامید اصراف هم کنید اینبار

روزی را که از قایق نوجوانی ساحل امروزم را دید میزدم 

سر رسید; حرف  نگهبانِ پیر باغِِ عمو رضا

((هر چیزی ی روزی تموم میشه))

زمانی که گرمای شراب در گلویم یخ میزند

و  کامِ سیـــــــــــگارم فریاد دلتنگی را خفه نمیکند...

و حتی تـــــــــــــــو  تمام میشوی روزی

مثِ قصه ها

مثِ تلخیِ آب نباتهایِ بالای کمد که هرگز دستم بهشان نمیرسید

مثِ لولو های موقعِ خواب

مثٍ دستمال توالت...

و امـــــــــــــــــــا

وامـــــــا من

اگر روزی تمام شوم

باز بوی تنهایی میدهد

تنم!


سگ نوشت: بدی های دنیا سگ مست میکنند

وختی عاشقی کم می اورد!


خطر نوشت: رو بگیر از من...حضورم کنارت بی خطر نیست...

نه چراغی دارم تو کویرم نه قطره آبی دارم تو سرابم!


ته نوشت: قلبم درد میکنه اســــــــــــاسی!









+ | | دود شد با پک سام راستین! |


می دانی

دل تنگم. به آه عمیقی بسته ام. به دیوار فرو خشته ای تکیه داده ام...

 

می دانی

بالش ام حباب غمگینی ست

که آرزوهای آخرش را می گوید...

می دانی

حال تازه ای دارم

کودکی های گم شده ام را یافته ام...

 

می دانی.

دستهایم کوتاه اند.

و تو دامن کوتاه می پوشی...

 

می دانی

سایه ام دراز است

و تو باز دور تری

 

می دانی

غروب های اینجا ظهر اند

و تو شبها دیر بر می گردی

 

می دانی

حواس من پرت است

و تو 

دست مرا رها کرده ای

 

می دانی 

دلم برای حرف زدن تنگ است

و تو سر درد داری

 

من نعره می زنم

و تو در دهانم تف می کنی

من هاها می کنم و تو در نگاه ات یخ می زنی

 

من ساده ام و تو

می دانی

گولم می زنی

 

من می رنجم و تو 

می خندی...

 

من انگشت به دهان مانده ام

و تو چرخ گوشت را روشن می کنی

من هار مانده ام

و تو سگ ها را خلاص می کنی

 

من سرم درد می کند

تو لاتاری برده ای

در آتاری برده ای

 

من سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ سگ می خواهم و تو

طلبه شده ای

 

من موهایم بلند شده

تو  ناظم شده ای

 

من ساقی شدم  و 

تو

ایمان آوردی

 

من شاهدم 

و تو

حاشا کردی!!!!!

 

شب نوشت: برررهنه می شویم...یک تکه من...یک تکه تو...

و تو کم می آوری آنجا که من دشنه می آورم

از پوستم هم نمیگذرم...

 

نقل قول از یک فاحشه: من حوصله ی شمردن ندارم زخم هایم را

چوب-خطی بزن!!!!



سگ نوشت: هر تکه ام را جایی بپاش زمستان سردی ست

سگ ها گرسنه اند!

 

حال نوشت: صدا را بلند می کنم و کلاه ام را می کشم تا روی گوش هایم

می خواهم فقط برای خودم قدم بزنم


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


کنارم دراز بکش تا

تمام خیال پــــــــردازی هایم را

روی گونه ات زمزمه کنم

عمیق تر نفس بکش تا

تا تمام دود های سیگارم را ببلعی...

شفاف تر ببین

 شبی که خورشید را نفس میکشد...


پی.نوشت: بگذار تا خواب براي تسخيرمان تقلايي نكند

آباژور را خاموش كن

من مسيرهاي مست را دوست دارم!


سگ نوشت: دلم رقص نمیخواهد

هی دنیـــــــــــــــــا

تمامش کن

وگرنه سازت را میشکنم این بار(نقل قول از یک فاخشه)


بامداد نوشت: 

امشب خدا چشم آفرید...

چشمهایی که مرا برد...

به جایی که هیچ چیز نبود...اما عشق...

میلادت مبارک عشـــــــــــــــــق من!


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


پیراهنت لای لب هایم گیر کرده

لب هایم را باز میکنم

.

.

تو می چرخی

و من به پاهایت می نگرم

و تو مدام فکر  می کنی

.

.

فکر سال ها  که کفش هایت تا به تا  بود

و  روزی که در چشمهای من جفت شد ...


سگ نوشت: فاحشه به من آموخت :

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

به احساسم بیاموزم که نفس نکشد

چرا که هوای دل آلوده است اینجا...

marlboroنوشت: فاصله ی یک عشق تا عشق بعدی فقط یک نخ سیگار است!


حال نوشت: وختی اومدی رو شکمم نشستی و سرمو گرفتی بین دستات و

تو چشام زل زدی و گرمی لبات کل تنمو داغ کرد...با همون دستایی که همیشه

آرزوشو داشتم بزن تو صورتم اینقد بزن که بدونم خواب نیستم بزن...


shokنوشت: برگشتــــــــــــــــــــــــ


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


فاحشه خجالت نکش

تو را عاشقانه دوست دارم

به جای تمام هرزه هایی که

قول دادند همنفس باشند ولی

نفس نفس می زدند در آغوش دیگری!


سگ نوشت: یه موقع ها که  پش سر هم سیگار میکشم زمان از دسم در میره

میرم تو فکر شبایی که روبروم وحشــــــــــــــــــی میشدی کمربندمو در میاوردی و

مینداختی دور گردنم

میکشیدیم جلو و با ولع تمام لبــــــــــــــامو میخوردی ( دلم خفه ی اون شباس )


پی نوشت: دور باش اما نزدیک ...من از نزدیک بودن های دور متنفرم!



+ | | دود شد با پک سام راستین! |


کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافت

انوقت به او میگفتم که آنقدر یقه را تنگ بافته ای

که بغض هایم را نمی توانم فرو دهم!


سگ نوشت: ای فاحشه تو با یک نفر میخوابی

امـــــــــــــا ذهن هــــــــــــــــــرزه ی من هتگام عشق بازی با همهـــــــــــــــــــــــــــــ


نتیجه ی دیدار: جدایی تلخ نیست,شیرینی شروع خاتمه دادن به یک رابطه ی مرده است...

وختی که خرفی برای گفتن نمانده و انگیزه ای برای ادامه...



+ | | دود شد با پک سام راستین! |


فاحشه با یک سیگار و یک بوسه قلم را به دستم میدهد میگوید برایم بنویس
چقدر بی ارزش شده ام با یک سیگار و یک بوسه خود را فروختم تلخی سیگار را باور کنم یا شیرینی یک بوسه را؟
فقط یک خط مینویسم!
لذتی که در خیانت است در عشق نیست!!!؟
چرا؟

پی نوشت: یه دیدار دارم اگه خوب پیش بره نیمی از زندگیم عوض میشه مدتشو نمیدونم اما عوض میشه!

آینه نوشت: توی آینه بنداز یک نگاه اینه دنیا نداری تو تکیه گاه!



+ | | دود شد با پک سام راستین! |


در عصری کبود

 خواب دیده ام

جهان تمام بدنش ورم کرده است 

و بوی موهای یک فاحشه را می دهد.

آه...جز قسمتی که روی عشق خوابیده بود . . .

سگ نوشت:   لبت را که تر کنی طعم مرا می دهد!

پی نوشت :وقتی تخم کینه و نفرتو میکارن تو سینت فک میکنی ثمرش چی میشه؟!



          

 


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


صدای نفسهایت...

گره خورده

در خیالم...

و من

به بالهایت...

احترام می گذارم...

خواهش نوشت: منو تو دلت صدا کن من همیشه پا به پاتم ...

پی نوشت 1: زندگی فوق العاده تکراری شده از تکرار خسته شدم خستـــــــــــه

هر روز داریم ی سری کار تکراری میکنیم...

هرز نوشت:

پریشب

خونه ی در هم بر هم

نور کم

دود سیگار

لیوانی که از رژ کام گرفته

حس تنفر

خوابیدن

با

فاحشه ای

پی نوشت 2: من بـــــــــدم تو مثه من نبــــــــــــــــــــــــــــــــــاش رفیق!



+ | | دود شد با پک سام راستین! |


به خودم که می آیم

از دنیا می روم.

در کف دست های تو

خط های پیچ در پیچ  و  بریده بریده

مـــــــــــنم!


سگ نوشت: خوب بود میتونستم کاسه ی سرمو باز کنم و

این همه توده ی نرمو خاکستری پیچ در پیچو در میوردمو مینداختم جلو سگ!


گمشده نوشت:هر دم از آیینه میپرسم ملول چیستم دیگر,به چشمت چیستم؟!

لیک در آیینه میبینم که وای سایه ای هم زانچه بودم نیستم!!!!



+ | | دود شد با پک سام راستین!


در تب و تاب آن همه بی تابی

که تب صفر درجه وقتی

تمام من تمام می شود و هی میکوبمش

به دیوار تا شاید هوا باز ابری شود و این بار

صدایش زمزمه ای شود که

گوشم را تکه پاره کند...

پس بتاب

به آن همه بی تابی

در تب و تاب صفر درجه

که تاب من بی تاب شود و تابنده ترین تاب

بتابد بر تب آن همه

بی تابی صفر درجه...

pls نوشت: 1 جاده 1نخ سیگار 1 جفت پا 1بی انتها ....کجاش مهم نی فقط برم برم...

سگ نوشت: من عاشق موهای بلوند و لخت توئم ... من عاشق نگاه نفرت انگیزو کینه آلود توئم وقتی توی

چشام نیگا میکنیو دروغ میگی حس میکنم من عاشق همین دروغای توئم...بیا سگ من بیا میخواد لیس بزنمت

بیاااااااااااااا



+ | | دود شد با پک سام راستین! |


من مورچه ای را مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله چایی بود...

خودم را فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدم است!

پی نوشت1: گاهی وقتا ی چیزاییرو با تمام وجووووووودت میخوای اما همی چی دس به دس هم

میده که تو به اون چی که میخوای نرسی حتی یه نخ سیگار...آزار دهندس...

پی نوشت 2:اگه بفهمی اونی که خیلی دوسش داری چن وختی بیشتر زنده نیس چیکار میکنی؟!

بهتر نیس بگم چیکار میتونی بکنی؟!!!!!!!!!!!

پی نوشت 3: بدرود اسطوره...


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


دنیای من

بی وقفه تکرار می شود

 وقتی نگاهم

 گونه ات را می لیسد... (همون سگ قبلی)

پی نوشت 1:کاش  طالعم راست گردد چون آلت چهارپایان!

پی نوشت 2: ج آزمایش + بود!

ممبد از هرچی + بیزارمممممممممممممممممممممممممم!

کیر به این زندگیه سگی بیاد!


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


میدونی یهو پنچر شدن چه مزه ای داره؟!!!!!

طعم خیلی مذخرفیه!!!!!!!!

وختی میگم خیلی مذخرفه ینی خیلی مذخرفه!!!!!!

تجربه نکرده بودم حس انتظارو واسه شنیدن یه جواب آزمایش!

جونمو بگیر ولی نگو جوابش مثبته!!!!!!!

اینبار میمیرم به مولا گور خودمو با دستام میکنم!

سرطان خون؟!!!!!!

وحشتناکه رفیق!

خدایا هرچیو تا امروز ازم گرفتی گفتم مرامتو عشقه هرچی تو بگی.چشم!

اینبار نه!!!!!

کوتاه نمیام نمیذارم اینو ازم بگیری از من نه ازین دنیا!!

خدایا بذار زندگی کنه !!

حق زندگی رو ازش نگیر!

منو ببر اما اونو نه!

وای نه!!!!!!!!!!!!!!!!!

نه!

نه!!!

خدایا به مولا قسم دنیارو بهم میریزم اگه بگه جواب مثبته!!

آسمونو میکوبونم رو زمین!

خدایا کرم کن! کورم کن! نه بشنوم نه ببینم!

اصلا تا هر جا که خودت میگی آویزونم کن اماااااا نذار این خبرو بشنوم!!

پی نوشت 1: هی ...نمیدونی چه خبره دلم!!!!

پی نوشت 2: رفقا . به دعا موج مثبت امید هرچی که خودتون اسمشو میذارین نیاز دارم تنهام نذارین تو این کار!

پی نوشت 3:داره جلو چشام پرپر میشه.دارم کسخل میشم!

جواب ازمایش قطعیش هفته ی دیگه میاد خدا کنه منفی باشه وااااااااای!


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


حواست به منم باشه هنوز داغون داغونم هنوز از سردی آهم نه میگریم نه میخونم

حواست به منم باشه دارم جون میکنم بی تو چه معصومانه هر لحظه معنا میکنم دردو

حواست به منم باشه هنوز درگیر احساسم به جز تو من حتی گاهی خودم را هم نمیشناسم 

حواست به خدا باشه تو که اینقد بی احساسی تو که از من به جز اسمم نمیدونی نمیشناسی

خدایا از تو دلگیرم دارم از غصه میمیرم چرا قسمت همین بوده که محتاجو زمین

گیرم  نه آغوشتو میبینم

نه اجابت میکنی دردم یه کاری کن من از اینجا به اغوش تو برگردم

یه کاری کن بیام پیشت رو لبهام خنده پیدا شه نذارم منتظر بیشتر حواست به

منم باشه

خدایا زندگی اینجا کنار آدما سخته تو دنیا هرکی بدتر بود چرا بی دردو خوشبخته

خدایا کفر حرف من نذار لبهام به حرف وا شه برای رفتن از دنیا حواست به منم باشه...!

پی نوشت1:نمیفهمم دارم چیکار میکنم هیچی نمیفهمم انگار یه دایره کشیدم دور خودمو دارم

میچرخم

اینبار دیگه سرگیجه گرفتم!!!!!

پی نوشت 2:کاش ارزششو داشته باشه(بخاطرش چه کردم با خودم چه کردم.وای)

پی نوشت 3:آپ این دفعه فرق داشت  اون قسمتایی که با فونت بزرگتر نوشتم

با التماس و خواهش درخواستم بود!!!!!!!!!!!

پی نوشت 4:این حس داره منو از درون میخوره ...داره منو میخوره...یه روزی تموم میشم...

به همین زودیااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!




+ | | دود شد با پک سام راستین! |


به قول بچه ها گفتنی هوای حوصله ابریست...

همش انگار یه چیزی کم دارم!

سمت هر چی میرم .چطور بگم انگار سیر نمیشم نمیدونم چه حسی دارم!

به قول معروف وختی انگیزه نی......

به کی اعتماد کنم یعنی به کی میتونم اعتماد کنم تو این بی اعتمادی؟!!!!!!!!!!!

انگار تو برزخم!

دلم خیلی گرفته اونقد که نمیدونم چجوری بگم!

به هیچکی نتونستم چیزی بگم!

داشتم خفه میشدم!

دلم گریه می خواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد!

پی نوشت: همه ی بلاگاتونو خوندم  تنها را آرامش بود جدا میگم

اما واقعا حسی نداشتم واسه کامنت گذوشتن .شرمنده!



+ | | دود شد با پک سام راستین! |


چیلیک چیلیک

گرفت

یک قاب دو نفره ی سیاه و سفید

اما تنها تو بودی در عکس

و خاکستر عاشق یک مرد

مردی که در تاریکخانه

زیر اسید ظهور وثبوت عکس...

...........................................دوام نیاورد!

پی نوشت: عجب دیداری بود........

ناخونای بلند.لاک سرخابی.سیگار کنت لای انگشتاش.رژ قرمز.قهقه زدو من غرق شدم دزر وسوسه  ی

وحشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



+ | | دود شد با پک سام راستین! |


چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…
...وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …
وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و…
منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم ٫
چشماشو میبست ٫
سرشو بالا می گرفت ٫
لباشو غنچه می کرد ٫
دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .
من نگاش می کردم .
اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .
تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫
لبامو می ذاشتم روی لبش .
داغ بود .
وقتی می گم داغ بود یعنی خیلی داغ بود .
می سوختم .
همه تنم می سوخت .
دوست داشت لباشو گاز بگیرم .
من دلم نمیومد .
اون لبامو گاز می گرفت .
چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …
وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم ٫
نخودی می خندید و گوشمو لیس می زد .
شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .
من هم موهاشو نوازش میکردم .
عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .
شبای زمستون آغوشش از هر جایی گرم تر بود .
دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫
لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫
جاش که قرمز می شد می گفت :
هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن .
منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .
تا یک هفته جاش می موند .
معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .
تموم زندگیمون معاشقه بود .
نقطه نقطه بدنش برام تازه گی داشت .
همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫
میومد و روی پام میشست .
سینه هاش آروم بالا و پایین می رفت .
دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫
می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟
می گفتم : نه
می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …
بعد می خندید . می خندید ….
منم اشک تو چشام جمع می شد .
اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .
وقتی لخت جلوم وامیستاد ٫ صدای قلبمو می شنیدم .
با شیطنت نگام می کرد .
پستی و بلندی های بدنش بی نظیر بود .
مثل مجسمه مرمر ونوس .
تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .
مثل بچه ها .
قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …
وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .
بعد یهو آروم می شد .
به چشام نگاه می کرد .
اصلا حالی به حالیم می کرد .
دیوونه دیوونه …
چشاشو می بست و لباشو میاورد جلو .
لباش همیشه شیرین بود .
مثل عسل …
بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .
نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .
می خواستم فقط نگاش کنم .
هیچ چیزبرام مهم نبود .
فقط اون …
من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .
خودش نمی دونست .
نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .
تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .
بهار پژمرد .
هیچکس حال منو نمی فهمید .
دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .
یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫
دستموگرفت ٫
آروم برد روی قلبش ٫
گفت : می دونی قلبم چی می گه؟
بعد چشاشو بست.
تنش سرد بود .
دستمو روی سینه اش فشار دادم .
هیچ تپشی نبود .
داد زدم : خدا …
بهارمرده بود .
من هیچی نفهمیدم .
ولو شدم رو زمین .
هیچی نفهمیدم .
هیچکس نمی فهمه من چی میگم .
هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫

هنوزم اشک توی چشام جمع می شه

پی نوشت 1: میگه به تنهایی نیاز داره...میخواد بره!

پی نوشت 2: دارم اهنگ سلطان قلبمو گوش میکنم دلم میخوااااااد با فریاد بخونمش.آخ دردم میاد!

یه دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم  طاقت نداره دلم دلم بی تو چه کنم  پیش عشق ای زیبا زیبا خیلی

کوچیکه دنیا دنیا با یاد توام هرجا هر جا ترکت نکنم سلطان قلبم تو هستی تو هستی دروازه های دلم رو

شکستی پیمان یاری به قلبم تو بستی با من پیوستی

اکنون اگر  از تو دورم  به هرجا بریار دیگر نبندم دلم را سرشارم از آرزو و تمنا ای یار زیبا

 دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم  طاقت نداره دلم دلم بی تو چه کنم

پیش عشق ای زیبا زیبا خیلی کوچیکه دنیا دنیا با یاد توام هرجا هر جاترکت نکنم

سلطان قلبم تو هستی تو هستی دروازه های دلم رو

شکستی پیمان یاری به قلبم تو بستی با من پیوستی

اکنون اگر  از تو دورم  به هرجا بریار دیگر نبندم دلم را سرشارم از آرزو و تمنا ای یار زیبا

ای یاااااااااااااااار زیبااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!




+ | | دود شد با پک سام راستین! |


پدرم می گفت: کوه باش!

کوه شدم!

آتشفشانی در دل دارم!

پی نوشت 1:دلم میخواد یه جاده ی طولانی باشه.دستمو بذارم تو دستاش.هیچ حرفی نباشه .فقط راه بریم.دو تایی...(یه خرده تخیلی بود)

پی نوشت 2:به قول مهستی:دل هوسای تازه تازه داره...

پی نوشت 3:میترسم از عشق میترسم نه از جدایی آره از جداییش میترسم!!!!!!!!!!!!!!!!

از هم دوریم!

حس خوبی نیس!


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


خیلی وخته که خودم رو تو نگاهت نمیبینم  دیگه بهت حسی ندارم وقتی نزدیکت میشینم

خیلی وقته که تو دستام دستای تو جا نمیشه عشق تو گم شده انگار که دیگه پیدا نمیشه

این روزا یاد گذشته منو آزارم نمیده دل من از تو عزیزم خیلی وقته که بریده

خیلی وقته نمی تونم خودمو به جات بذارم دیگه حق بهت نمی دم نمی خوام باشی کنارم

خیلی وقته نمیذارم چشام از یاد تو تنگ شه

دوس دارم باقی عمرم بی تو تو تنهایی سر شه....

پی نوشت 1:پیشم بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پی نوشت 2:بهم گفت غمگینه .ناراحته.بهش گفتم:هیزمه آرزوهاتو بریز تو آتیش غمم بازم گرماش مال توئه ولی

خاکستره منم!!!

پی نوشت 3:سر خاک دلم نشستم.دیدی غریب مرددددددددددد؟!!!!!!!

خدا بازم دلم ازین فرشته ها فریب خووووورد!




+ | | دود شد با پک سام راستین! |


سپاسگزارم زندگی...

گذشته را در من بزرگ کردی.رشد دادی.پروراندی تا به این روزم بنشانی؟!!!!!!!!

پی نوشت 1:دیروز نزدیک غروب سر خاک علی بودم .رو سنگ قبرش نوشته بود:تورو میسپرم به خاک تورو میسپرم به عشق برو با ستاره ها...

پی نوشت 2:راستی واقعا ما خودمون دوس داریم رو سنگ قبرمون چی بنویسن؟!!!!



+ | | دود شد با پک سام راستین! |


- یک آدمهایی توی زندگی همه ما هستند که فقط و فقط وقتی سراغت را می گیرند که یا کاری داشته باشند یا خودشان دلشان بخواهد. در باقی موارد اصلا برایشان مهم نیست که مثلا شاید یکی دلش تنگ شده باشد برایشان و گوشی موبایلشان فقط وقتی جواب داده می شود که خودشان دلشان بخواهد. یک آدمهایی که تو نمی فهمی باید جز دوستانت قرارشان بدهی یا نه؟ یک آدمهایی که اصلا نمی فهمی که چه!!

 

- یک آدمهای دیگری هم هستند که باز هم صیغه بودنشان را نمی فهمی. از بس که خودشان هم نمی دانند. آدمهایی که با خودشان هم روراست نیستند که نمی دانند همه چیز برای چه!!

 

- یک آدمهایی دیگری هم هستند که وقتی گفتند دوستی تا آخرش هی هستند. نه این که مدام به یادت باشند اما هر وقت به یادت افتادند نشان می دهند به تو و این نشان دادن همیشه به موقع است.!

 

 یک آدمهای دیگری هم هستند که اصلا دلم نمی خواهد در موردشان حرف بزنم!


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


یک کوچه ی تنگ

             یک خط کوچک خاکستری

                        سهم من چرا اینقدر کوچک است؟!

                        آسمان که مال کسی نیس!

پی نوشت ۱:(تنها راه کمرنگ شدن عشق قدیمی جاری شدن رابطه ی جدیدیست)یادته؟!

همیشه بهم میگفتی!به حرفت گوش کردم

بهم میگه به من نگو آجی .گفتم چشم .خودش شروع کرد اما...توهم بی معرفتی مثه بقیه

نمیدونی دور بودن از تو چه حس بدیه!

پی نوشت ۲:بهم میگی برو وختی جلوم راه بسته شده وختی وجودم به وجود تو وابسته شده!

نتیجه:اگه از یه عشق شکست خوردی رابطه ی عاطفی جدیدیو شروع نکن چون مطمئن باش

آخر اونم شکسته ...آره...


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


تقدیر را به سخره گرفته ایم...

 نیمه شبی نمناک...

لحظه خلق من و تو...

و باران که می بارید...

پی نوشت ۱:با اینکه نبودن  تو خیلی وخته کرده بیمارمو ...عرضه ۲ ساعت تموم

 میشه پاکت سیگارم...با اینکه بی تو شبا خوابم نمیبره بیدارم ولی

 عکستو نکندم هنوز  از روی دیوارم...!

پی نوشت ۲:حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش

را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند!


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


چه احتمال ضعیفی

مثل اینکه بگوییم امروز خورشد از غرب طلوع میکند و تو از شرق!

 

 

چه احتمال ضعیفی که تو این صفحه را ورق بزنی ومرا پیدا کنی!

 

همیشه احتمال دوس داشته شدن کمتر است و احتمال مردن بیشتر از عشق!

 

کسی اگر خلاف این را ثابت کند از فیثاغورث جایزه میگیرد!

 

پی نوشت۱:کامنت خصوصی خیلی زیاد داشتم!کلی ازم سوال پرسیده بودین تک تکشو جواب میدم!

یکی گفته بود راجع به عدد ۶۶۶! توضیح بده:ما ۶.۷ ساله بودیم. ۳تا دوست بودیم که ۲تامون روز تولدمون تاریخش ۶

بود یکیمونم ماهش ۶ بود به همین دلیل ۶۶۶ شد اسم گروهمون! اما حالا ۲تا مون فوت کردن و من

موندم!(هیچ ربطی به عدد شیطان نداره)

یک خانمی گفته بودن میشه بهت بگم داداشی:آره .هرچی دوس داری منو صدا کن!

یکی پرسیده بود آیا نوشته هات واقعین؟!!!!

آره رفیق این نوشته هارو من لمس کردم تک تکشونو!

یکی گفته بود با کی درددل میکنی:دوست عزیز من ۳سالم بود که مامان بزرگم بهم یه عروسک داد .اون

موقع تو دستام جا میشد اما حالا یک سوم کف دستمم نیس . از وختی یاد دارم همیشه با اون حرف

می زدمو اگرم گریه کردم اشکامو با اون پاک کردم .احساس میکنم همه چیو میفهمه .چشاش خیلی غم

داره خیلی!همیشه همرامه .میذارمش تو جیبه شلوارم!

حجم سوالات زیاد بود الان دیگه حوصله ندارم جواب بدم اما قول میدم آپ بدی بجوابم!

پی نوشت ۲:یکی از رفیقام واسه زدن سیاهی باسه محرم دیشب رفته بود بالای داربست.پاش سر خورد افتاد!

پاش شیکسته و اولین مهره ی کمرش!

دیشب دکترش گفت  باید عمل شه .خیلی وضعیته نخاش حساسه اگه تکون بخوره شاید فلج شه!

ازتون واقعا میخوام واقعا التماستون میکنم واسش دعا کنید قطع نخاع نشه!

اون خیلی جووونه خیلی از من ۷ سال کوچیک تره!

خواهشا واسش دعا کنید!

 

 

 

 

 


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


گاهی دیر شده است

باد آمده

همه ی من را با خود برده

و هر تکه را به درختی آویخته

من زیر قدم ها ی آدمها سرگردانتر میشوم

لطفا برگ ها را له نکنید!

پی نوشت ۱:گاهی وختا سیگار کشیدن تو هوای سرد میچسبه (امتحانش کن)

پی نوشت ۲: یادتونه گفتم دلم می خواد یه چاقو داشتمو هر کی که صداش آزارم میدرو بکوشم؟!!

خب حالا من او چاقورو پیدا کردم:

هر کی صداش آزارت داد فقط ۲ تا کلمه خرجشه که از صدتا چاقو بدتره":FUCK OFF!


+ | | دود شد با پک سام راستین! |


به دیوار سنجاقم کردی...

خط میکشند و می روند  مردمان.....

روی دستهایم ...

یک اعلامیه مانده است...

پوست می اندازم روی دیوار...

طبله می کنم و

فرو می ریزم...

باد می آید و مرا مب برد با خود و دگر هیچ...!

پ. نوشت ۱:چرا آدم از هر کی خوشش میاد میذاره میره؟!!! اما از هر کی بدش میاد مثه کنه می چسبه بهش؟!!!!!!!

 


+ | | دود شد با پک سام راستین! |